در نیم شب ز سینه ام اواز می کشم من بال نحیفی بر پرواز می کشم در خلوت ارام شب ودر سکوت تار از صد نوای خفته یکی راز می کشم تا اندر رگم حدیث محبت گذر کند عشقت به دیده همراز می کشم بهر تو ای قافلۀ عشق و تمنای من هر شب نوای از دل دمساز می شکم |
|
چهارشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٦ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
زدوديده خون فشانم زغمت شب جداهی چکنم که است اين ها گل باغ آشناهی همه شب نهاده ام سرچوسگان برآستانت که رقيب در نيايد به بهانهً گدايی مژه ها وچشم نوشش به نظرچنان نمايد که ميان سنبلستان چرد آهوی ختايی درگلستان چشمم زچه روهميشه باز است به اميد آنکه شايد توبه چشم من درايی سربرگ گل ندارم به چه روروم به گلشن که شنيده ام زگلها همه بوی بيوفايی به کدام ملت است اين به کدام مذهب است اين که کشند عاشقی راکه توعاشقم چرايی به طواف کعبه رفتم به هرم رهم ندادند که برون درچه کردی که درون خانه آيی به قمار خانه رفتم همه پاکباز ديدم چوبه سومعه رسيدم همه زاهد ريايی در دير ميزدم من که يکی زدر برامد که درا،آ درآ عراقي که توآشنای مايی |
|
چهارشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
عشق از ازلست وتا ابد خواهد بود جوينده عشق بی عدد خواهد بود فردا که قيامت آشکارا گردد هردل که نه عاشق است رد خواهد بود |
|
چهارشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| رمز موفقيت |
اگر براي تغيير زندگي خود اميدوار و مصمم هستيد براي تغيير محيط خود نيز اميدوار و مصمم شويد و براي تغيير، هر بن بست و شكست را يك تجربه و ثروتي جديد براي زندگي به شمار آوريد وتا رسيدن به مقصود كه همان هدف شما براي دگرگوني و تغيير در زندگي و محيط زندگي است دست از تلاش بر نداريد .
به گيتي هركجا رنج و بلا بود به هم كردند و عشقش نام كردند
« عراقي |
|
سهشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
ای از عشق پاک من همیشه مست |
|
دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| اسپرانتو و گفتگوی تمدنها |
سال ۲۰۰۱، از طرف سازمان ملل، و در استقبال از پيشنهاد رئيس جمهورِ انديشمند ما، سال گفتگوی تمدنها اعلام شده است. برای ما ایرانیان، مايهی خوشوقتی است كه دنيا ما را پرچمدار گفتگوی تمدنها، در فضايی عاری از تعصب و زورگويی برای رسيدن به درك متقابل و تفاهم بين المللی بداند. در دنيايی كه انتظار میرفت با پايان يافتن دوران جنگ سرد، تهديد سلاح های اتمی و خطر جنگ جديد جهانی نيز به پايان برسد، دولت آمريكا با اعلام پروژه جنگ ستارگان و " نظم نوين جهانی" خود تلاش مي ورزد به دور از چشمِ رقيب اصلی خود، يعنی دنيای سوسياليسم، منطقِ زور و آقايی خود را بر جهان ديكته كند. تئوری پردازان دنیای سرمایه، اکنون از پيروزی تمدن برتر و قطعيت نابودی و اضمحلال تمدنهای ضعيف سخن به ميان میآورند. اما درست در چنین حال و هوایی، يك بار ديگر، آقای خاتمی، منحط بودن اين ديدگاه را اعلام داشته و از ضرورت ايجاد فضايی جهانی برای داشتن ديالوگ و گفتگو، به عنوان راه كاری برای رفع سؤتفاهمات بين المللی و تلاش برای رسيدن به تفاهم، صلح و دوستی صحبت به میان آورده است. این دیدگاه، خوشبختانه با استقبال پرشور جهانی روبرو گرديده است.نملل و وسیلهای برای گفتگوی میان آنها، به فكر ابداع زبانی افتاد كه: ۱ - ساده باشد و فراگیرى آن نیاز به زمان و زحمت بسیار نداشته باشد. ۲ - متعلق به مردم هیچ كشوری نباشد تا احساسات ناسیونالیستی دیگران را برنیانگیزد. تا آن زمان و متاسفانه باید گفت همچنان تاكنون، زبان مسلط بینالمللی همیشه زبان ملی كشورهای قدرتمند و استعماری بوده است. زمانی زبان پرتغالی، زمانی اسپانیولی، زمانی فرانسوی و زمانی انگلیسی. نگاهی به تاریخ ایران زمین و زبانهای رایج آن، علیرغم غنای زبان و فرهنگ ایرانی، خود روشنگر این مسئله است. زبان های مسلط، نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را نیز با خود به دنبال دارند. دكتر زامنهوف درست در همین ارتباط میگوید، اسپرانتو میكوشد بدون آن كه در زندگی داخلی ملل گوناگون دخالتی داشته باشد، و بدون آن كه بخواهد زبانهای ملی دكتر زامنهوف، با تحليل اين مسائل، به اين انديشه افتاد كه اگر زبان ملی يك كشور نه، چرا زبان همه آنها نباشد. اصلِ ضرورتِ سادگي و سهولتِ زبان نوين، او را به اين سمت كشاند كه سادهترين و خوش آهنگترين ريشه از آنزمان تا كنون، اسپرانتیستهای جهان، اگر چه در آرا و عقايد فلسفی، سياسی، اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی خود متفاوت هستند ولی میپذيرند در دنيای بزرگی، كه ملل كوچك و بزرگ آن داراي تاريخ و فرهنگ چند هزارساله هستند، میبايست به عقايد و فرهنگ آنها احترام گذاشت، باب گفتگوی آزاد و دوستانه را با آنها گشود و اجازه داد كه به دور از هرگونه تعصب و غرور جاهلانه، در فضايي صلح آميز و پر تفاهم، گوشی شنوا داشت برای شنيدن آرا همه ساله، اين سنت نكوهيده در نشست جهانی اسپرانتیستهای جهان در يك كشور انتخابی پاس داشته میشود و از ۵ قارهی جهان، سفيد و سياه، زرد و سرخ با انديشهها، فرهنگها و مذاهب گوناگون گرد هم میآيند تا ضمن آشنايی با مردم و فرهنگ كشور ميزبان، دوستانه با يکديگر پيرامون مسايل گوناگون به گفتگو بنشینند. موضوع اصلي كنگرهی بينالمللی اسپرانتیستهای جهان در سال ۱۹۹۷، كه در كشور استراليا برگزار شد، " تحمل پذيری و عدالت در جوامع دارای فرهنگ های گوناگون " و پر تعارض بود. موضوع اصلی كنگره بينالمللی ۱۹۹۸، كه در كشور فرانسه بر پا گرديد، نيز " مديترانه، شاهراه تمدنها " بود. در چهارم مارس ۱۹۹۹، پيش نويس بيانيهای جهانی در شهر پاريس تنظيم گرديد كه به " مانيفست ۲۰۰۰ " معروف گرديد. در اين بيانيه كه به امضای هزاران اسپرانتيست در سراسر جهان رسيده است، با شعار محوری " براي فرهنگ صلح و جهانی عاری از زور و ستم " بكوشيم، از مردم جهان دعوت میشود برای ساختن دنيايی صلح آميز، عادلانه، عاری از زور و قلدری، عاری از هر گونه تبعيض نژادی، قومی، فرهنگی، ملی، جنسی، سنی و حقوقی؛ برای ساختن دنيايی كه بهدور از هرگونه تعصب، قدرت تحملپذيری فرهنگهای گوناگون را داشته باشد و به باورهای ديگران احترام بگذارد و راه را برای گفتگوی آزادانه تمدنها، به دور از هرگونه پيش شرط و پيشداوری باز نگاهدارد؛ برای ساختن دنيايی به دور از خشونت، جنايت و بیرحمی؛ برای ساختن دنيايی زيبا و بهدور از تزوير و ريا; برای طرد منفعت طلبی ظالمانه، برای ساختن دنيايی امن و سبز، با دفاع از تعادل محيط زيست، با دفاع از سلامت وبقای طبيعت كه مادر ماست و حيات انسان در گروی حيات آن؛ برای دفاع از ابنای بشر و حقوق آن؛ برای دفاع از حقوق زنان، كودكان و حيوانات بكوشيم. بايد برای دفاع از روح آزادی و برابری و برادری و برای دفاع از صيانت انسانی بكوشيم . در هر كجا كه هستيم، در محل زندگی، محل كار، در شهر، در سرزمين خود، در قاره و جهانی كه در آن بسر می بريم، بايد از اين آرمانهای شريف و انسانی دفاع كنيم تا بتوانيم جهانی بسازيم كه برای نسل آينده، كه كودكان امروز ما هستند قابل زيست، زيبا، انسانی و سراسر مهر و دوستی باشد. اين دين ماست به آيندگان. اسپرانتیستها، در كنار مردم فرهيخته وصلح دوست جهان، در كنار فعالين جنبش سبز و دفاع از محيط زيست و در كنار مردمی كه قلبي برای دوست داشتن و عشق ورزيدن دارند، برای انجام اين رسالت تاريخي خود خواهند كوشيد و باب هرگونه گفتگوی متمدنانه را برای رسيدن به تفاهم بين المللی و درك متقابل گشوده و دست همه انسانهاي شريف را برای رسيدن به اين اهداف مشترك می فشارند. بنی آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار پيروز باشيد اهميت اين ديدگاه، زمانی ارزشی ويژه يافته است، كه در مقابل تئوری ايدئولوگ آمريكايی " هانتينگون " قرار گرفته است كه بر نزاع وجنگ تمدنها تاكيد دارد. چرا استقبال؟ زيرا مردم جهان از جنگ در همهی اشكال آن خسته شدهاند؛ اگر چه متاسفانه هر روز در گوشهای از اين جهان، نفير جنگ بر میخيزد و گروهی، قصاب گروه ديگر میشود؛ و آمريكا و متحدانش كه خود آتش بيار خاكستر دشمنیهای ديرينه هستند به عنوان ناجی وارد ميدان می شوند و بمبهای محتوی اورانيوم خود را بر سر آن ها می ريزند و نه تنها مردم هر دو طرف را نابود می كنند، بلكه حتی به سربازان خود نيز رحم نمیكنند. زبان خشونت، زبان متعصبان و زورگويان است و مردم عادی در شرايط حاكميت اين زبان، بازندهی اصلی هستند. دكتر زامنهوف - بنيانگذار و مبتكر زبان اسپرانتو - نيز درست بر اساس چنين منطق و دركی از نياز زمان بود كه در آغاز جوانی، به ضرورت گفتگوی تمدنها و ملتها پی برد. گفتگویی به دور از تحريفات و دروغپردازی هاي سياستمدارانِ ظاهرا ملی، كه همه چيز را در پای منافع شخصی و قدرت طلبی ها و جاه طلبیهای جنون آميزِ خود قربانی میكنند. اقدام به ابداع زبان اسپرانتو، پاسخ به این نیاز بود. اجازه بدهيد كمی به فضای قرن نوزدهم بازگرديم و شرايط اروپای آن زمان را بررسی كنيم. را برای حفظ دروغین آب و خاك و شرف ملی لبیك نخواهند گفت. چرا كه اشراف فرانسه، معنای شرف ملی خود و حفظ آب و خاك را زمانی که، به پای نیروهای اشغالگر اتریشی ریختند تا آنها را یاری دهد كه قیام مردم پاریس را درهم بكوبند، بخوبی به مردم فرانسه نشان داده بودند. دكتر زامنهوف برای پیدا كردن زبان تفاهم بی قرن نوزدهم، با ظهور ديكتاتور جديدی كه خود را به عنوان قهرمان انقلاب فرانسه جا زده بود و به سرعت خود را امپراتور اعلام كرد، رقم خورد. ناپلئون بناپارت، برای به زير يوغ درآوردن سرزمين های دیگر، لشکركشی های خود را آغاز كرد. شعلههای جنگ، سراسر اروپا را در نورديد و لشکريان فاتحِ ناپلئون تا دروازه های مسكو تاختند. اما، با شكست ناپلئون و تبعيد او به جزيره سنت هلن، جنگِ اروپا خاتمه نيافت. امپراتوری های گوناگون، همچون امپراتوری اتريش- مجارستان، امپراتوری تركيهی عثمانی و امپراتوری پروس و روس، نه تنها به حكومتهای محلي حمله می کردند و آنها را به اشغال خود درمیآوردند، بلكه به اراضي تحت اشغال يكديگر نيز دست مییازیدند تا سلطه استعماری خود را براين مناطق نیز برقرار كنند. جالب اين كه همه آنها، جنگ و خونريزی جنايتكارانه خود را تحت لوای حفظ منافع ملی و گسترشِ شوكت و جلال دولت فخيمهی خود انجام می دادند و به همين خاطر نيز، لقب قهرمان ملی را برای خود يدك می كشيدند. حاصل اين جنگ ها، چیزی جز نابودی دسته جمعی مردم اروپا نبود. تخريب خانه و كاشانهی آنها، تخريب شهرها به همراه مؤسسات توليدی و اقتصادی و بناهای فرهنگی و تاريخی آنها، نابودی روستاها و مزارع و منابع طبيعی آنها نتیجهی محتوم این جنگها بود. سرزمينها و به همراه آن، مردمی كه در اين مكانها زندگی می كردند ماركس و يارانش درست به همين دليل، انديشه ضرورت اتحاد و دوستی بينالمللي طبقات فرودست، كارگران و كشاورزان و خردهپاها را مطرح كردند و "بين الملل اول " را پايهگذاری كردند. دكتر زامنهوف جوان نيز از اين تأثير دور نماند. او اگر چه از نظر ايدئولوژيك با كمونيست مردم جهان ديگر نمیخواهند براي هيچ كس حق برتری قائل شوند. در دنيايی كه مفاد اعلاميهی جهانی حقوق بشر سند و ملاك ارزيابی عملكرد دولت ها شده است، منطق گفتگو تنها منطقی است كه می تواند مورد پذيرش همگانی باشد و اين است رمز استقبال جهانی از پيشنهاد آقاي خاتمی. وقتي از ضرورت رعايت حقوق بشر صحبت به ميان می آيد، مگر می شود به بشری كه انديشمند است و وجه تمايز او از حيوانات قدرت تفكر، انتخاب و توانايی بيان آن است اجازهی آزادی انديشه و بيان را نداد؟ هر كس میتواند دارای جهان بينی و عقيده ای باشد مستقل از ديگران؛ و بايد بتواند با حق بيان آزادانهی آن، به دفاع از آن برخيزد و اجازه دهد كه ديگران نيز به همين سان از اين حق برخوردار باشند تا در تعامل انديشهها، فرهنگ بشری بتواند به غنا و تعالی دست يابد. وقتی برای يك فرد می بايست چنين حقی را قائل بود چگونه برای يك ملت با پشتوانههای فرهنگی چندين هزارساله اين حق را نبايد قائل بود؟ اختلافات را بايد در پاي ميز مذاكره حل كرد. بايد فرصت آن را داشت و داد تا همه بتوانند ديگران را با ويژگیهای فكری و فرهنگی خود آشنا کنند. |
|
چهارشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| جسد سوخته كاريكاتوريست اهانت كننده به پيامبر اسلام(ص) پيدا شد |
خبرگزاري فارس: شبكه فرهنگي عرب زبان « هجر » اعلام كرد، جسد سوخته كاريكاتوريستي كه به پيامبر گرامي اسلام (ص) اهانت كرده بود، نزديك دفتر نشريه محل كار وي در دانمارك، پيدا شده است. به گزارش فارس، به نقل از شبكه « هجر» جسد اين فرد صبح امروز نزديك دفتر نشريه وي يافت شد. |
|
یکشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| صدور حكم تحريم استفاده از صوت قرآن برای زنگ تلفن همراه در مصر |
گروه بينالملل: علمای دينی و مراجع كشور مصر حكم حرام بودن استفاده از صوت قرآن به جای زنگ تلفن همراه را صادر كردند. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) و به نقل از پايگاه اطلاعرسانی«محيط»، علما و مراجع دينی مصر با صدور اين حكم بيان داشتند: كتاب خداوند متعال قداست و حرمت ويژهای دارد و در شان و منزلت اين كتاب مقدس نيست كه تلاوت آيات آن به منظور زنگ تلفن همراه استفاده شود. پيش از اين نيز «علی جمعه» مفتی مصر در گفت وگويی با پايگاه اطلاعرسانی«اسلام آنلاين» حكم خود را مبنی بر تحريم استفاده صوت قرآن به جای زنگ موبايل، اعلام كردهبود. علی جمعه نيز بااشاره به شان و منزلت والای قرآن كريم و قابل مقاسيه نبودن آن با ساير اصوات و الحان؛ قاطعانه تصريح كرد: آيات الهی برای تلاوت، اظهار بندگی، يادكردن خدا و معنويات و هدايت بشر نازل شده و كاربرد آن در اماكنی كه از شأن و منزلت قرآن میكاهد و اين كتاب مقدس را از چهارچوب معنوی خود خارج میكند؛ جايز نيست. |
|
یکشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| این وبلاگ متعلق به Naderi Ahmad می باشد |
|
شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
) يک سوسک حمام ميتواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد. 16) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي که طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.
|
|
شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| قديمى ترين دين هند؛ |
قديمى ترين دين هند؛ مؤلف : عبداللّه مبلغى آبادانى |
|
شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| يامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند |
۱- پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند :
به صدق كوش كه خورشيد زايد از نفست 2-پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند :
راستگويي ، پسنديده است و دروغگويي ، زشت است .
تا نيك نداني كه سخن ، عين صواب است بايد كه به گفتن ، دهن از هم نگشايي گر راست سخن گويي و در بند بماني به زانكه دروغت دهد از بند رهايي سعدي شيرازي
3-پیغامبر عزیز رحمت صلوات الله علیه و آله وسلم فرمود : ترس از خدا برترین حکمت است . 4-پيامبر اعظم اسلام (ص) فرمودند :
مردم نان خورهاي خدا هستند و محبوب ترين افراد نزد خدا كسي است كه به نان خورهاي خدا سود برساند و خانواده اي را شاد بكند . 5-پيامبر اعظم اسلام (ص) فرمودند :
اگر مومني بميرد و تنها يك برنامه كه در آن علمي باشد از خود به جا بگذارد ، همان برگه در روز قيامت ، ميان او و آتش ، حائل خواهد شد . |
|
شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥ - Naderi Ahmad | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|







